۱۳۸۹ مهر ۵, دوشنبه

دگرديسي

پوست می اندازی

اوج می گیری

در این دگردیسی .

چه زیبا،بال در بال تشعشع خورشید به پرواز در می آیی

و چه غمگین نظاره ات می كنم

من كه پوسته ی به جا مانده بر خاكم ....

۱ نظر:

فصل زرد گفت...

بر شیشه های اشک گرفته ساعتی گریستم


بسیار زیبا می نویسید
قصه ی هبوط
نوای تنهایی
و
و
و...


بااجازتون در لیست پیوندای وبلاگم گذاشتمتون تا بیشتر بیام

خوشحال میشم باز هم بیاین نظرتونو در مورد کارهام بگین

با احترام