۱۳۸۹ شهریور ۱۶, سه‌شنبه

رنج نامه

تنها تو مانده ای

از یک عمر خاطره

ای یادگار تلخ زندگی

در گلهای ساعتی پرچین حیاط همسایه

در کورسوی کرم شب تاب بر نوک انگشتان کودکیم

در پیچک خزیده بر طارمی خانه پدری

بر بلندای گلابی فرتوت خانه پدربزرگ

تنها تو مانده ای

ای رنج تنیده براندام حیات من !!!

۷ نظر:

nafasi... گفت...

vaaaaaaaaaaaay amoo ramin in mahshare... in divoone konandas ins hera male kiye??!! makhsoosan oon matn ke raje be mah ramezoone sale 58 bood vaghean migam amoo joon man kam avordam .. khoshal misham be webloge manam sar bezanin... doosetoon daram dar panahe hagh hamsihe sabz bashid...

بیتا گفت...

سلام آرمین جان. واقعا" شعرات قشنگه. پر از احساس و محتوی... موفق باشی:)

حجت نظری گفت...

سلام
جالب بود اما یه سوال
چرا اینهمه روی الفاظی مثل پدر و پدربزرگ تاکید کردی؟ نگاه مردسالار داری یا انتخاب واژگان سهوی بوده؟

ahoopersian گفت...

salam man ahoopersian hamishe be yadeh shoma hastam wa hamishe az matalebatoon lezat mibaram omidwaram baz estefadeh konim wa dar zem weblangetoon aliiiiiiiiiiiiii hast

ناشناس گفت...

kho bod

ستایش گفت...

پرسید: كدام راه نزدیك است؟/ پرسیدم: به كجا؟ گفت: به منزلگاه دوست/ گفتم: تو مگر فاصله ای میبینی بین دل و آن كس كه دلم منزل اوست؟
وبلاگ بسیار زیبا و پر محتوایی بود امیدوارم همیشه موفق باشید

نیلوفر گفت...

سلام

خیلی شعرهای قشنگی بود مخصوصا این آخری

موفق باشید.