۱۳۸۹ تیر ۲۵, جمعه

پنجره ای رو به تو

پنجره را می گشایم

پنجره ای که رو به توست

تا بادی که از غرب می وزد

و از کوی تو می گذرد

به زیباترین رسم

بوی خوش نفس هایت را به من برساند

ریه هایم را انباشته از هوای کوی تو می کنم

تا با اولین ضربان قلبم

رگهای خشکیده ام آکنده از تو گردد

باد غربی چه زیبا

نجوای عاشقانه ات را در گوشم زمزمه می کند

چشمانم را می بندم

صورت بر صورت باد می گذارم

تو را در آغوش می کشم

لبانم را در مسیر لبانت قرار می دهم

و با بوسه ای بر نقطه باء آن

به آرامشی وصف ناپذیر می رسم

پنجره را می بندم

هوای خانه شمیم خوش تورا به خود گرفته است

و من با هر نفس تورا استنشاق می کنم

من سراسر تو گشته ام

و این نهایت خوشبختی من است

دوستت دارم عشق جاودانه من

دوستت دارم برای همیشه

هیچ نظری موجود نیست: