۱۳۸۹ تیر ۲۴, پنجشنبه

شراب وصل

گر همه دردم

گر همه آهم

من برای حیات

شراب می خواهم .

تو ، همه چشمه

تو ، همه باران

من زدست تو ،

آب می خواهم .

شور نوش شراب سرخ لبت

در رگانم

چو می شود جاری

اشک و آه فراق رویت را

از برای صواب می خواهم .

ای تو آرام جان خسته من !

یار غمگین دلشکسته من !

باطپش های قلب خود گویم

من تو را

نابِ ناب می خواهم .

ای هجوم خون به رگهایم !

گل باغ آرزوهایم !

باده در دست و جان به کف دارم

من برای حیات

شراب می خواهم .

هیچ نظری موجود نیست: